دقیقا با برقراری حکومت جهل ، و نادانی ولایت فقیه در ایران خرافه و خرافه گرایی هم در ایران نهادینه شد . البته این بدان معنا نیست که قبل از آن ما مردمی خرافاتی نبودیم اما برای اولین بار در تاریخ معاصر این حکومت بود که پرچمدار این گمراهی شد که تا به امروز برای حفظ نظام و بافتهای پوشالی آن در دستور کار حاکمیت قرار گرفته است . رسانه های دولتی هم که چون جیره خور و زیر مجموعه ی حکومت بودند بر آتش جهل و گمراهی دامن زدند . مساجد و تکیه ها و مکلا ها و حوزه ها کم بود که این حماقت بلا تشبیه را به عرصہ ی رسانه ای کشانیده و از آن به سود خود و حاکمیت بهره جسته اند . رشتند و بافتند و به خورد خلق الله دادند . از ازدواج با جن ، تا کودک حاصل از نطفه ی شیطان و آدمیزاد گرفته تا آب بزاق رسول الله و آداب شفا گیری از طریق ناله و زاری و دخیل بستن به گورستانها . اخیرا هم که یابو سواران حکومتی ، یابوهای بلاهت را به زیر ران کشیده اند و کشف کردند که زبان بهشت عربی و همانا زبان دوزخ عجمی و غیر عربی است . و البته ما هم که به منوال روال همیشگی و طبق مغلطه ی حماقت موروث باید تمامی خزعبلات این مردک رمال شیپورچی ی شارلاتان را باور کنیم . در همین فکر بودم که بی اختیار یاد داستان بسیار زیبای ( برتولت برشت ) افتادم که نقل آن خالی از لطف نیست . ''
نمایش پستها با برچسب اگر کوسه ها آدم بودند. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب اگر کوسه ها آدم بودند. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه
اگر کوسه ها آدم بودند
برچسبها :
اگر کوسه ها آدم بودند،
برتولت برشت،
جمهوری اسلامی،
داستان،
فرهنگ و هنر


