Add to Google Reader or 
Homepage

‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه

از سگ پرستی ، تا سگ کشی ، یک دست ، و یک چاقو !


در میان انسانهایی که به حیوانات علاقه دارند ، سگ جایگاهی مخصوص و بسیار والایی دارد . هستند کسانی که جز سگ مونس و همدمی ندارند و هستند کسانی که سگ را با وفا ترین  و غمخوار ترین رفیق بی کلک و یاروغار روزهای پیری و کوری میدانند . اما در همین دنیایی که ما زندگی میکنیم ، انسانهایی هم هستند که پا را از این امر فراتر گذاشته و به سگ به عنوان موجودی مقدس ، یا خدایی بی مانند نگاه میکنند . به هر روی این هم طرز فکری است که تا زمانی که در حریم شخصی است ، مورد احترام هر انسان آزاده ای خواهد بود . فارغ از این که درست باشد یا اشتباه . افرادی هم هستند که همین موجود مقدس و خدایگان دیگران را در بازارها سلاخی میکنند و گوشت آنرا به فروش میرسانند . کشور کره جنوبی یا چین با بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون نفر جمعیت نمونه ی بارز و در بر گیرنده هر دو طیف از اینگونه افراد است . تصویر اول متعلق به فردی است که سگ را میپرستد ، به پایش افتاده و او را ستایش میکند . تصویر دوم متعلق به یکی از بازارهاست که به صورت کاملا علنی سگ را قربانی میکند و گوشتش را به فروش میرساند . بی آنکه به آن بیاندیشد که سگ در نزد عدە ای از هم میهنانش نماد تقدس و باوری خدایی است . به نظر من آنها به این باور رسیده اند که عقیده و دیدگاه هر فرد برای خود آن فرد است که محترم و قابل پسند است ، ولی همین که از حیطه ی شخصی خارج شد و به مهلکه ی عمومی پای گذاشت ، هیچ الزامی برای احترام به عقاید فردی در کار نیست ، به راحتی میشود به نقدش کشید یا گوشتش را کباب کرد و خورد . آنها برای  یافتن این مفهوم نه آموزش خاصی دیده اند و نه آزمونهایی پیچیده را پشت سر گذاشته اند . اما به راستی ما را چه میشود که در همین فضاهای مجازی که اکثر کاربران و استفاده کنندگان آن جز متمولین و فرهیختگان جامعە هستند و اکثرشان تا حدود بسیار زیاد قوانینی که انسانهای جهان را به آزادی رهنمون ساخته را میدانند ، باز هم این لایه ی مقدس چند هزار ساله باعث میشود که حرف همدیگر را تاب نیاوریم ، نظر مخالف را نشنویم ، و به این گمان باشیم که آن چیز که برای ما مقدس است الزما باید برای دیگری هم مقدس باشد ؟ بارها دیده شده که نقدی منصفانه و بدور از توهین و افترا هم مورد حمله قرار گرفته و به آن تاخته شده است . اگر معتقد به دموکراسی و آزادی بیان هستیم برایش حد و مرز قائل شدن همان معنای ( مشروطه ی مشروعە ی ) صد و اندی سال پیش خواهد بود . یعنی در جا زدن در تاریخ ! اگر این است حال و روز فرهیختگان ما پس بدا به حال آن روستایی ی ساده دل که فریب مکر دغل بازان دینکار را خورده و به وعده ی بهشت موهوم ، دنیا و حیات واقعی را به رایگان به مکاران آخرت فروش واگذارده است . امیدوارم با دیدن این دو عکس در کنار هم به این موضوع پی ببریم که هیچ چیز در دنیا آنقدر مقدس نیست که نتوان آنرا نقد کرد . در پایان هم به خاطر اینکه سگان عالم از ما شاکی نشوند و با خود نگویند که از اسم و رسم و عکس ما به نفع حقایق تلخ ولی واقعی ی پیرامون خود بهره جسته اند و در نهایت ما را متهم به نقض حریم شخصی و کپی کاری ننمایند این شعر را هم که سروده ای بسیار زیبا از ( کامرزم عا شوری) است را تقدیم میکنم به همه ی سگان عالم :
سگ همسایه جهید
شور یک شهوت نوخواسته در دل بودش
به خیالش که همه در دل شب در خوابند
چه کسی میداند سگ همسایه کجاست !
سگ همسایه پرید
با نگاهی که ازآن شهوت و خون میبارید
پشت پا زد به همه تکلیفش!
او که در عهد و وفا وارث اجدادش بود !
مظهر عهد و وفا در عطش چیست کنون ؟!
دهکده آرام است/ جز صدای دل آشفته این خوارسگ بیچاره 
مابقی خاموشند/ (ظاهرا خاموشند !)
با توام ماه جهان تاب!/ کجایی امشب/ ز نبودت ای وای /چه شدست دهکده را ..
سگ همسایه رسید /
سگ همسایه رسید / بر سر مقصد پوچ
بوی معشوقه او / همچنان پابرجاست
عطر گرم نفس یار عزیزش جاریست
بوی تند عرق یک سگ ولگرد هنوز
بر سر بستر پوشالی یار
همچنان پابرجاست
او دگر تنها نیست / یک سگ دیگر هم
با خود اندیشیدست 
همگی در خوابند 
سگ همسایه به چند؟!
 چه کسی میداند؟!
چه کسی می بیند!
دهکده آرام است / باز مردم خوابند (ظاهرا درخوابند!)
چه کسی میداند /سگ همسایه کجاست !
ادامه مطلب
 
ساخت سال 1388 کافه نادری.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده