skip to main |
skip to sidebar
یکی از زیباترین قطعات میرزاده عشقی ، شعرۑسٺ با نام ( مظهر جمهوری ) . تاریخ نگارش شعر برمیگردد به زمان برکناری احمد شاه قاجار توسط مجلس و زمزمه هایی برای تغییر نوع حکومت از سلطنتی به جمهوری . که به جمهوری رضا خانی معروف شد . افراد زیادی از روشنفکران آن زمان از قبیل ملک الشعرا و میرزاده عشقی با آن طرح مخالفت کرده و آن را توطعه ای انگلیسی میدانستند . میرزاده عشقی هم مخالفت خود را با جمهوری رضاخانی با این شعر ابراز میدارد که در نهایت دستمایه ای هم میشود برای قتل او . و اما در اینجا سعی کرده ام که مناسب با حال و روزگار امروز ایران از این شعر استفاده کنم . با این امید که مقبول حال واقع شود .
مظهر جمهوری ( مموتی )
من مظهر جمهورم ، الدرم و بولدرم ، از صدق و صفا دورم ، الدرم و بولدرم
من قلدر پر زورم ، الدرم و بولدرم مامورم و معذورم الدرم و بلدرم
من قائد جمهورم ، الدرم و بلدرم
اڣعۑ ( حیدر مصلحی )
من اڣعۑ پیچانم ، آمنا و صد قݩا ، زهر است به دندانم ، آمنا و صد قݩا
من دشمن ایرانم ، آمنا و صد قݩا ، من فاقد ایمانم ، آمنا و صد قݩا
جغد ( رحیمی معاون اول )
من جغد نوا خوانم ، بر بام تو ، قو قو قو ، من لاشخور پستم ، همنام تو ، قو قو قو
کردست مرا فربه اطعام تو ، قو قو قو ، افتم به هوای پول در دام تو ، قو قو قو
بر دوش تو پرانم ، آمنا و صد قݩا
موش ( جنتی دبیر شورای نگهبان )
من موشک مسکینم ، پا بند تو ، جیر جیر جیر ، کردست مرا سرمست ، لبخند تو ، جیر جیر جیر
در دزدی و کلاشی مانند تو ، جیر جیر جیر
تا نرم شود دندم ، چون دند تو ، جیر جیر جیر
من دست به دامانم آمنا و صد قݩا
سگ ( احمد خاتمی )
من توله تفلیسم ، عف عف ، اخوی عف عف
انبانه ی سفلیسم ، عف عف ، اخوی عف عف
هم مکتب ابلیسم ، عف عف ، اخوی عف عف
من مظهر تدلیسم ، عف عف ، اخوی عف عف
من منتظر نانم ، آمنا و صد قݩا
الاغ ( پیر خامنه )
من کره خر زارم ، عرعر ابوی ، عرعر
حیوان علف خوارم ، عرعر ابوی ، عرعر
جفتک زن احرارم ، عرعر ابوی ، عرعر
پالان قجری دارم ، عرعر ابوی ، عرعر
مستوجب احسانم ، آمنا و صد قݩا
گربه ( حسین شریعت نداری )
من پیش پشیم ، مو مو ، گربه ی علیم ، مو مو
خلقند همه شاهد ، بر مهملییم ، مو مو
انگشت نمای خلق ، در بزدلییم ، مو مو
سرگنده نیم چون شیر ، سر پشکلییم ، مو مو
مداح و ٽنا خوانم ، آمنا و صد قݩا
مردم میگویند : ای مظهر جمهوری ، هی هی ، جبلی قم قم
جمهوری مجبوری ، هی هی ، جبلی قم قم
مسلک نشود زوری ، هی هی ، جبلی قم قم
تا کی پی مزدوری ، هی هی ، جبلی قم قم
لاشخور ( سردار رادان )
من که یکی لاشخور آزاده ام ، بهر فروش وطن آماده ام
لنگ بود امشبه عراده ام ، در پی این تازه لش افتاده ام
تا بکنم لقمه ای از آن جدا ، آه که جمهوریمان شد فنا
شغال ( محمد یزدی )
شغالی آنجا سر تابوت بود ، از سخن لشخوره مبهوت بود
نوحه کنان ، در طلب قوت بود ، عاشق سرداری ماهوت بود
پوزه به گل مالید و گفت ای خدا ، آه که جمهوریمان شد فنا
لاشخوران جانب لش پر زدند ، از غم این فاجعه بر سر زدند
بر سر و بر سینه مکرر زدند ، چنگ به تابوت پر از زر زدند
سهم ربودند از آن سکه ها ، آه که جمهوریشان شد فنا
مصباح یزدی :
یک سگ ولگرد عقب مانده بود ، دیر ترک نوحه ی خود خوانده بود
زوزه کشان در پی لش رانده بود ، بوی لشش معده گدازنده بود
هو زدی اندر پی شاه و گدا ، آه که جمهوریمان شد فنا
دهقان :
دید یکی زارعک لخت و عور ، لشکشی لاشخوران را ز دور
گفت که ای مست شراب غرور ، حسرت خلافت ببر سوی گور
آه یتیمان فقیر از قفا ، شکر که جمهوریتان شد فنا !
ادامه مطلب